|
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع آینده وبلاگ :
بررسی شخصیت و نظریات یونگ ...
از کلیه مخاطبین و دوستان گرامی خواستار است جهت پربار شدن بحث از لحاظ علمی مطالب و نکات خود را در این مورد ارسال فرمایند .
یا علی - باتشکر فراوان
+ نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 19:24  توسط سيد محمد ابراهيم جنابان
|
تعریف برون ساختاری ازدین : دین و جامعه : عملی ترین تعریفی که در مورد دین مفید و مختصر به نظر می رسد این است که (( دین تجربه ای قدسی است )) این مفهوم بر خصلت عینی تجربه دینی تاکید دارد که در مقابل نظریه های روانشناختی دارای ماهیت صرفا ذهنی (خیالی ) قرار می گیرد که در بین مردم شناسان رواج دارد . ما با نظر مک موری موافقیم که می گوید مقدار زیادی از مطالعات جدید دینی سعی می کند بخشی از یک پاسخ را بدون اشاره به انگیزه آن به ما ارائه کند . هر کس که برای این انگیزه خصلت متفاوتی قائل است مفهوم عینی اشاره شده اصالت معنی دین را که متاسفانه توسط خداشناسان و فلاسفه – بیشتر پروتستان – از دین گرفته شده بود به آن برمی گرداند . این خداشناسان و فلاسفه در طول قرون هجده و نوزده در گونه ای ذهن گرایی غرق شده بودند که خداشناسان کاتولیک برای اعتراض به آن آمادگی بیشتری داشتند. تمام شدن قرن نوزدهم و ورود به قرن بیستم با تغییراتی همراه است . کار پژوهشگران دینی مانند رابرت رانولف مارت- ناتان سدربلوم-ویلهم اشمیت و رودلف اوتو در اصل اگر نه همیشه آگاهانه اما با تمایلات فلسفی مدرن به سوی (عین گرایی) همراه بوده است . مخالفت با روانشناسی در مکتب پدیده شناسی اتریش و آلمان (فرانس برن تانو – آلکسیس مای نونگ و هوسول ) با فلسفه دین که توسط متفکرانی چون رومانو گاردینی – ماکس شلر – ژاک ماری تن و دیگران رشد یافت همراه بود .تجربه این کار که اوتو آن را رمزی عظیم و مفتون کننده بیان کرده است در مقابل هر کوششی برای توصیف تحلیل و تفهیم معنای علمی آن مانع ایجاد می کند . نیروی خلاق دینی پایان ناپذیر است و مدام دنبال درک تازه تر و کاملتری است . از تجربه دینی بسادگی نمی توان تعریفی روشن و بدون ابهام ارائه کرد از طرفی نیز فقط از راه قالبهایی که این تجربه برای فرد انتخاب می کند می توان ماهیت آن را به طور کامل شناخت و دنبال کرد . تمام کسانی که کوشیده اند دین را به مثابه امری ذهنی تجربه و تحلیل کنند به این دور باطل دچار گشته اند که درک تجربه درونی تنها از طریق تحلیل کامل هم به خودی خود به بینش اولیه درباره تجربه درونی وابسته است . تجربه اصیلی که ما آن را دینی می خوانیم سعی می کند که به طرق مختلف خود را بیان نماید و عینیت بخشد . ما به پدیده شناسی بیان تجارب دینی و به دستور زبان دینی که بر پایه بررسیهای تجربی جامع پدیده شناسی استوار باشد نیازمندیم . فلاسفه دیرزمانی است به چنین نیازی پی برده اند مثلا هگل با پدیده شناسی ذهن در مقیاس وسیع و عالی مراحل متوالی عینیت بخشیدن را تجزیه و تحلیل کرده است . او تمام فعالیتهای قابل تصور انسان را در این مقیاس قرار می دهد اما بسیار عقلایی بین ذهن عینی و ذهن مطلق تمیز قائل شده اظهار می دارد که در سطح ذهن مطلق بین تجربه و بیان هماهنگی کاملتری وجود دارد تا در حوزه مخالفت آن یعنی ((ذهن عینی )) . دین نزد هگل بخشی از ذهن مطلق است . در پی مساعی تازه ای که برای تطبیق و تفسیر مجدد مکاشفات هگل به عمل آمده است برآنیم که تمام محصولات فعالیتهای فرهنگی انسان مانند: پیشرفتهای صنعتی سیستمهای اقتصادی – آثار هنری – قوانین و سیستمهای فکری را به مثابه سیستمهای عینی فرهنگ به حساب آوریم که از (سازمان اجتماعی ) مانند ازدواج دوستی – گروههای خویشاوندی – انجمنها و حکومت متمایز می باشند . سیستمهای عینی فرهنگ فقط به طور مستقیم مورد اعتنای جامعه شناس است . بیان تجربه دینی را آن هم با تردید می توان در شمار فرهنگ عینی قرار داد زیرا بخوبی می دانیم که درونمایه و اساس این تجربه مانع عینیت کامل آن می شود و همین امر تعبیر و تفسیر این بخش فرهنگ را غالبا به جای روشن کردن پیچیده تر می کند . یک آیین دینی یک دعا یا به هر حال یک عمل دینی کمتر از یک قانون یا یک محصول صنعتی عینیت دارد . پیداست که بررسی روابط متقابل (قالبهای ) اقتصادی هنری یا حقوقی یک گروه معین و قالبهای دینی آن گروه و ارزیابی گروهبندی های اجتماعی و همبستگی آنها با پیشرفت دینی آن گروه کار بسیار مشکلی است . پس از هگل دیلتی وابستگی درونی سیستمهای متعدد عینی فرهنگ از قبیل قانون هنر علم و از نظر او دین را از یک طرف با سازمان های اجتماعی همانند از قبیل قبایل حکومتها – ملتها و کلیساها از طرف دیگر بوضوح نشان داد و به این ترتیب ترکیب متافیزیکی هگل و لازاروس – یعنی روانشناسی قومی – واشتاین تل را برطرف کرد . با وجود این دیلتی برای قبول آشکار دین به عنوان یکی از سیستمهای ذهن عینی با احتیاط کامل آمادگی داشت . بائیلی که از دیلتی به خاطر (فلسفه معقولات ) او تقدیر شایسته ای کرده است در مورد اخیر اشتباه کرده دین را صرفا یکی از اشکال دیگر بیان فرهنگی فرض کرده است . ما با یکی دیگر از فلاسفه دین – د.ام.ادواردز موافق هستیم که مدعی است (قدسی)ارزش چهارمی در ردیف ارزشهایی چون (خیر )(حقیقت )(زیبایی) نیست بلکه قدسی خواستگاهی است که ارزشهای یاد شده وجوه مشترک و منشا آنها از آن مشتق می شود. در مثل باید گفت که دین نه شاخه بلکه تنه درخت است بنابراین تحلیل یک فرهنگ معین نه تنها مستلزم تحقیق درباره خداشناسی اسطوره ها و شعائری است که به مثابه وسیله ای برای درک نگرش دینی مورد استفاده قرار می گیرد بلکه همانند فرایندی است برای ادراک و جستجوی جو واقعی آن فرهنگ و مطالعه دقیق نگرشهای عمومی که بیان یکپارچه زندگی آن فرهنگ روشن می شود . لازم است با خرسندی اشاره شود که مردم شناسی جدید با اصرار بر عملکرد روابط درونی فعالیتهای مختلف و عوامل موجود در درون واحدهای فرهنگی تاکید دارد . مساله دیگری که نیازمند رسیدگی است مقوله خودانگیختگی و سنت بیان تجربه دینی است . ما می دانیم که حتی مشارکت انسان ابتدایی در حیات اجتماعی نوعی فرایند دادن و گرفتن است . یعنی انسان آن چیزی را باز پس می دهد که قبلا به او داده شده است آن هم با مشارکت فعال در اصلاح و انتقال (الگوهای ) مفاهیم مورثی و نهادهای اجتماعی . تحقیقات اخیر در دین انسان ابتدایی نشان داده است که حتی درون یک واحد قومی یا جغرافیایی نیز تنوع فراوانی وجود دارد . نمونه خوبی که در این باره ارائه می شود نمونه ای است که بندیک به صورت فوق العاده در یک تک نگاری به نام مفهوم روح نگهبان در آمریکای شمالی نگاشت . بندیک در بررسی شکلهای گوناگون این مفهوم در نواحی فرهنگی گوناگون امریکا بروشنی از طرفی دامنه تغییرات وسیع متغیر ها را از پذیرش انفعالی سنتها گرفته تا انتقال خلاق آنها و از طرف دیگر (میثاق گرایی عظیم ) بیان تجربه دینی را حتی در این سطح از تمدن نشان می دهد . به این ترتیب نشان داده می شود که در طول تاریخ رابطه متقابل بسیار پیچیده ای بین تجربه فردی در دین و شکلهای گوناگون بیان سنتی وجود دارد که تماما بخش اساسی پویایی دین را تشکیل می دهد .
(جامعه شناسی دین – یوآخیم واخ –ترجمه دکتر جمشید آزادگان – (سمت ) )
یا علی – با تشکر فراوان
+ نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت 1390ساعت 22:59  توسط سيد محمد ابراهيم جنابان
|
تعریف دین از دید گاه درونی آن :
از دیدگاه دکتر شریعتی : (( دین محرک انسان برای برای طی نردبان تکامل است ))در این تعریف دین نه هدف که وسیله ای برای رسیدن به هدفی اعلاست . دین مجموعه ای از دستورات الهی است که در طول تاریخ توسط پیامبران به بشریت هدیه شده است . دین نردبانی است که بالا رفتن از آن انسان را به خداوند نزدیک می سازد ( هرچند خداوند به ما نزدیک است اما ما از او دوریم ) اما چه بسیار افرادی که به نردبان رسیده اند و آن را محکم نگه داشته اند چرا که می خواهند دیندار باشند اما از آن بالا نمی روند . عمل نکردن به دستورات دین به معنای بالا نرفتن از آن است . و با نگهداری دین انسان کامل بدست نمی آید . (تقلیدگری و مدرنیته – نوشته وحید قربانی – انتشارات اخوان صفحه 189-188)
بیان مشخصات دین اسلامی برای دست یابی به تعریفی درونی از آن به علت وسعت و گستردگی دامنه ایدئولوژی اسلام چه از نظر مشخصات کلی و چه از نظر مشخصاتی که هر شاخه بالخصوص این ایدئولوژی دارد بسی دشوار است . ما از باب ((ما لایدرک کله لایترک کله ))آنچه فعلا در این فرصت میسر است فهرست می کنیم : -توحید » اسلام بیش از هر چیزی دین توحید است هیچ گونه خدشه ای را در توحید – چه توحید نظری و چه توحید عملی نمی پذیرد . اندیشه ها و رفتارها و کردار های اسلامی از خداوند آغاز می شود و به خدا پایان می یابد . هرکاری تنها با نام خدا اندیشه خدا به سوی خدا برای تقرب به خدا باید آغاز شود و انجام پذیرد و هر چه جز این باشد از اسلام نیست . در اسلام همه راه ها به توحید منتهی می شود . اخلاق اسلامی از توحید سرچشمه می گیرد و به توحید پایان می یابد تربیت اسلامی همین طور سیاست اسلامی همین طور اقتصاد و اجتماع اسلامی همین طور.
1-همه جانبگی از جمله امتیازات اسلام نسبت به ادیان دیگر است و به تعبیر درست تر از جمله ویژگیهای صورت کامل و جامع دین خدا نسبت به صورتهای ابتدائی . جامعیت و همه جانبه است . 2- اجتهاد پذیری : کلیات اسلامی به گونه ای تنظیم شده است که اجتهاد پذیر است. اجتهاد یعنی کشف و تطبیق اصول کلی و ثابت بر موارد جزئی و متغیر. 3- سماحت و سهولت :اسلام به تعبیر رسول اکرم(ص) (شریعت سمحه سهله ) است . در این شریعت به حکم اینکه (سهله ) است تکالیف دست و پا گیر و شاق و حرج آمیز وضع نشده است . 4- زندگی گرایی : اسلام یک دین زندگی گراست نه زندگی گریز . لهذا با (رهبانیت )به شدت مبارزه کرده است. 5- اجتماعی بودن : مقررات اسلام ماهیت اجتماعی دارد حتی در فردی ترین مقررات از قبیل نماز و روزه چاشنی اجتماعی در آنها زده شده است . 6- حقوق و آزادی فرد : اسلام در عین اینکه دینی اجتماعی است و به جامعه می اندیشد و فرد را مسئول جامعه می شمارد حقوق و آزادی فرد را نادیده نمی گیرد و فرد را غیر اصیل نمی شمارد .و ... (جهان بینی توحیدی -استاد شهید مطهری - انتشارات صدرا ) یا علی - با تشکر
+ نوشته شده در شنبه دهم اردیبهشت 1390ساعت 22:44  توسط سيد محمد ابراهيم جنابان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
تجزیه و تحلیل نظر دورکیم در مورد دین با آیین اسلام : (( نظام یکپارچه از اعتقادات و اعمال مرتبط با امور مقدس است : یعنی اموری که حرمت یافته و ممنوعه هستند – اعتقادات و اعمالی که همه کسانی که به آن ها عمل می کنند . در ضمن یک اجتماع اخلاقی موسوم به معبد (مسجد – کلیسا و ... ) با هم متحد می کند .))
در این تعریف آمده دین نظام یکپارچه ای از اعتقادات و اعمال مرتبط با امور مقدس است ما نیز معتقدیم دین اسلام دارای نظام یکپارچه ای است و کل دستورات و توصیه های آن در مدار یک حقیقت که آن هم عبادت خداوند متعال است جریان دارد . اما نکته بعد که اشاره به ارتباط اعتقادات و اعمال با امور مقدس دارد محل بحث است چرا که در دین اسلام تنها به امور مقدس توجه نمی شود و تقریبا می توان گفت: در مورد تمامی امورات بحث دارد وآن ها را در طبقه بندی به چهار گروه حلال – حرام – مکروه – مستحب تقسیم می کند و بر خلاف نکته ای که در جمله است که اصالت اول با امور مقدس است و سپس دین با آنها ارتباط برقرار می کند در دین اسلام اصالت با آیین است و هر امری که بنابر دستور اسلام انجام گیرد و هدف متعالی آن تقرب به رضایت خداوند متعال باشد چه در انجام کارهای نیک و یا ترک بدی ها مقدس می شود . و در مورد اینکه آن ها را تنها به اموری که حرمت یافته و ممنوعه هستند خلاصه کنیم همان طور که گفته شد : در مورد آیین اسلام ناقص است چرا که در این دین علاوه بر امور ممنوعه به انجام دادن کارهای نیک نیز توجه فراوان شده است و حتی علاوه بر اینها اموراتی که باعث اقدامات بد و یا نیک می شود ( مکروه و مستحب ) جایگاهی دارند و تنها دسته کمی از کارها در جریان زندگی باقی می ماند که دین اسلام در مورد آنها صحبت نکرده است که به آن امورات مباح گفته می شود و تصمیم گیری در بسیاری از این اعمال را به عرف اجتماع (در صورت عدم مخالفت با اصول اولیه اسلام ) واگذار کرده است .و در مورد اتحاد میان افرادی که به دین عمل می کنند تحت یک اجتماع باید گفت :در دین اسلام افرادی که به اصول آن پایبند هستند در یک اجتماع با یکدیگر جمع می شوند که مسجد نام دارد اما چنین اجتماعی مانع از این نمی شود که مسلمانان از ظرفیت فردی خود که می تواند خارج از اجتماع باشد و حتی در مواردی که آن اجتماع با اصول صحیح رفتار نمی کند با آن مخالفت کند که نمونه هایی از آن در طول تاریخ اسلام نمونه فراوان دارد و حتی وجود ارتباط های دیگر بین افراد جامعه از جمله تشکیل خانواده با استفاده از ازدواج به عنوان مهمترین بنیاد در اسلام را می توان در این قسمت یاد آور شد . یا علی – با تشکر
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390ساعت 22:0  توسط سيد محمد ابراهيم جنابان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
ایمان چیست و چگونه قابل مطالعه است ؟
به نظر بنده ایمان را می توان به دو دسته تقسیم و تعریف کرد : ایمان عرفی و ایمان دینی - ایمان عرفی عبارت است از آن چیزیکه به خاطر آن زندگی می کنیم و تمامی افراد در درون خود آن را احساس می کنند و حتی کسانی که می گویند در زندگی به هیچ چیزی اعتقاد ندارند خود همین مسئله برای آن ها یک ایمان به شمار می آید و دسته دوم ایمان دینی و آن همان چیزی است که باعث می شود افراد در ذهن خود مفاهیمی انتزاعی را ایجاد کنند که در پاره ای از مواقع مصادیقش را در انجام دادن اعمال دینی می توان مشاهده کرد در مورد افراد گروه اول باید گفت : آنها در پاسخ گویی به یک نیازی فطری یا طبیعی دچار اشتباه شده اند و راهی را که اگر درست انتخاب می کردند می توانست موجب سعادت ایشان شود رها کرده و چون نمی توانند در مسیر حرکت نظام آفرینش ثابت بمانند مجبور به انتخاب بیراهه ها گشتند و این همان ایمانی است که ما برای آنها متصوریم هر چند خود این افراد چنین تعریفی را برای خود قبول نکنند اما در پاسخ باید گفت : در مجموعه آفرینش نظام هستی جایی برای ایستادن وجود ندارد و افراد می بایست دست به حرکت بزنند در غیر این صورت از بین رفتن آن ها حتمی است و شاید مهمترین دلیل خود کشی همین باشد که افراد حرکت نمی کنند و ثابت می مانند حال هر کس نیاز دارد برای حرکت خود از اصولی پیروی کند تا بتواند به مسیرخود ادامه دهد واین اصول در تعریف ما ایمان نام دارد که اگر در مسیر عادی و بدون قواعد آسمانی باشد و فقط امر حرکت بشر را برای زنده ماندن تدبیر کندنه برای داشتن زندگی سعادتمندانه ایمان عرفی نامیده می شود و شیوه مطالعه آن نیز به نظر آسانتر از مورد دیگر است که آن را ایمان دینی می خوانیم . می توان برای مطالعه این نوع از ایمان به طور علمی و دقیق اعتقادات و چگونگی زندگی کردن این دسته ازافراد را مورد بررسی قرار دهیم و به این دلیل که حساسیت این گروه نسبت به ایمانی که ما برای ایشان تصور می کنیم پایین است می توان با برقرار کردن ارتباط با این دسته اطلاعات مهمی در این زمینه از آنها گرفت اما باید مواظب باشیم مانند آنها دچار ابهام پوچ گرایی در جریان مطالعه نشویم چرا که در تقسیم بندی ما این افراد در داخل شریعت های برون دینی هستند که در زمان حاضرمتاسفانه با رشد قارچ گونه آنها مواجه بوده ایم ... و اما دسته دوم یعنی افرادی که دارای ایمان دینی هستند و ما برای آنها نوعی آیین و روش آسمانی متصوریم و در مطالعات خود در حوزه ایمان آنها را در قسمت شریعت های درون دینی قرار می دهیم بسیار پیچیده تر از دسته اول هستند چرا که آنها خود به دو دسته تقسیم می شوند : افراد دسته اول کسانی هستند که به همان چیزهایی که اعتقاد دارند و ما آن را ایمان می نامیم در زندگی چه در حوزه فردی و یا اجتماعی پایبند هستند و آن را در قالب دستورات آمده در شریعتشان انجام می دهند و گروه دوم که خود به سه دسته تقسیم می شوند یا در زندگی فردی به دستورات عمل نمی کنند یا در زندگی اجتماعی و افرادی دسته سوم با وجود داشتن ایمانی قلبی به دین خود دستورات آن را در هیچ حوزه ای انجام نمی دهند و ایمان در نظر آنها تنها در اعتقاد قلبی و ذهنی جای دارد و عمل برای ایشان محل بحث نمی باشد برای این نمونه متاسفانه شواهد فراوان تاریخی وجود دارد و در زمان حاضر نیز با تبلیغ گسترده رسانه ها مبنی بر نسبی گرایی به شدت در حال رشد است و مطالعه ایمان در این موارد به دلیل تعصب افراد داخل در آنها به عقایدشان و همچنین گستردگیشان مشکل بوده و شیوه های ارتباطی غیر مستقیم مانند مشاهده و خواندن کتاب های مذهبی آن گروه به همراه صحبت با علمای ایشان و شبیه شدن به آنان به طور موقت به قصد بررسی ایمان آنها می تواند راهکارهای مناسبی برای بررسی وضعیت آن ها در مورد ایمان باشد . ...
یا علی - باتشکر فراوان
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت 21:14  توسط سيد محمد ابراهيم جنابان
|
بسم الله الرحمن الرحیم پروپزال تحقیق : 1-عنوان تحقیق: مسلمانان درجامعه امروزی ایران و نگاه به نامحرم (در معابر عمومی ) 2-طرح مسئله: بسیاری از افرادجامعه ایران را مسلمان تشکیل می دهند که در اجتماع حضوری پر رنگ دارند و رعایت قواعد اسلامی برای ایشان اهمیت دارد و می خواهند در کنار انجام دادن امور زندگی خود فضای دینی رضایت بخشی داشته باشند به همین دلیل دراین تحقیق قصد دارم به دیدگاه های مختلفی که در حوزه ارتباط با نامحرم از منظر چشم ایجاد می شود بپردازم و سعی کنیم با شناخت دقیق این مسئله و نقاط ضعف و قدرت آن در جریان تحقیق و برخورد با افراد مسلمان راه حل مناسبی برای حضوری سالم در اجتماع ارائه کنیم . 3-سولات تحقیق: 1-چرا نگاه در اسلام تا بدین اندازه اهمیت دارد ؟ 2-چرا نگاه در مباحث علوم ارتباطات تا بدین اندازه اهمیت دارد؟ 3- چگونه می توان با وجود مسلمان بودن در اجتماع حضوری فعال داشت ؟ 4- آیا با وجود روش های علم ارتباطات (در دیدگاه غربی ) مسلمانان می توانند کنش های خود با دیگران را مدیریت کنند؟ 5- آیا ما برای ارتباط (چشمی ) با دیگران مدلی اسلامی داریم؟
4 –ضرورت و اهمیت بحث : ضرورت بحث از آنجا ناشی می شود که اگر این تحقیق انجام نگیرد و اثرات آن مورد بررسی قرار نگیرد یکی از مهمترین قواعد اسلام در جریان زندگی امروزی به کناری زده می شود و به همین دلیل مشکلات اخلاقی فراوانی بروز می کند و اهمیت آن به تبیین این رکن در عصر ارتباطات امروز چه در زندگی فردی و چه اجتماعی است تا هم مسلمانان بتوانند به اعتقاداتشان عمل کنند و هم در زندگی پر کنش امروز به فعالیت های خود عمل کنند .
5-هدف : هدف از انجام این تحقیق توجه دادن به این مطلب است که قواعد اسلامی توانایی پویایی و ماندگاری در هر شرایطی را دارند . 6-روش گردآوری اطلاعات: برای بدست آوردن اطلاعات در این بخش پس از بررسی موضوع از لحاظ فقهی و علمی و استفاده از رسانه های ارتباط جمعی و کلیه مطالبی که در این حوزه قرار دارد به سراغ بررسی های میدانی رفته و با استفاده از روش های مشاهده مستقیم و پرسش نامه دست به جمع آوری اطلاعات لازم برای انجام تحقیق می زنیم .
7- تحلیل اطلاعات بدست آمده : در این قسمت با استفاده از روش های کمی و نشان دادن وضعیت در قالب نمودار و پس از آن بررسی کیفی و بیان چگونگی مفاهیم و مصادیق اقدام به تقسیم بندی موضوعات کرده و در نهایت نتیجه تحقیق را به صورت علمی و منسجم ارائه می کنیم .
یا علی – باتشکر فراوان
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 15:2  توسط سيد محمد ابراهيم جنابان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
طریقه نوشتن پروپزال تحقیق : (برای استفاده در تحقیقات میدانی ادیان )
تعریف لغوی پروپزال : به معنای خواستگاری کردن است . تعریف اصطلاحی پروپزال : استفاده سازمانی از علم (یعنی علم را به صورت مجموعه دربیاوریم و به صورت سیستمی در آن دست به انتخاب بزنیم ) مراحل نوشتن پروپزال : 1-عنوان تحقیق (محدود ساختن خاص موضوع ) یعنی چهارچوب خاصی را برای تحقیق خود انتخاب کنیم . 2- طرح مسئله : در ارائه طرح مسئله گستردگی آن و ارتباط داشتن با قشر فراوانی از جامعه اهمیت دارد . 3- سوالات تحقیق : در این قسمت باید : الف – ابعاد مسئله مورد کاوش قرار گیرد ( معلوم شود باید به کدام بعد پرداخت ) ب- زاویه دید معلوم باشد ج – سوالات با توجه به موضوع بحث انتخاب شود . د- دربرگیرنده دسته بندی مشخص و معلوم از تحقیق باشد ر- در آن به انباشته های تحقیق توجه شود 4- ضرورت و اهمیت بحث: ضرورت : یعنی اینکه اگر این تحقیق انجام نشود چه مشکلی به وجود می آید و اهمیت به آثار مثبتی که در صورت انجام تحقیق رخ خواهد داد اشاره می کند . 5- هدف : نیتی که ما از انجام دادن کار دنبال می کنیم هدف نام دارد مانند بدست آوردن انرژی از خوردن غذا و آن به دو گونه انجام می شود : 1-مشارکت در مباحث نظری (باید گفت : از هدف به عنوان شناسنامه تحقیق یاد می شود) 2-مشارکت در مباحث کاربردی تحقیق --مشارکت در مباحث نظری به دو صورت انجام می شود : 1- مروری بر تحقیقات گذشته (پیشینه تحقیق بررسی شود و نقاط ضعف و قدرت آن معلوم گردد) 2- مباحث نظری (چهارچوب علمی که می خواهیم با استفاده از آن مسئله را مورد کاوش قرار گیریم )
نکته : مسئله ای که در این جا باید به آن توجه کرد تفاوت استفاده از روش ها در تحقیقات کمی و کیفی است برای مثال قیاس و بیان مسائل تئوری مربوط به تحقیقات کمی و استقرا و بیان نمونه مربوط به تحقیقات کیفی است . 6-روش گرد آوری اطلاعات : استفاده از ابزارهای مباحثه – مشاهده و ... برای بدست آوردن داده های لازم برای انجام تحقیق در این قسمت باید مورد توجه قرار گیرد ( لازم به ذکر است نوع تحقیق در چگونگی انتخاب روش گردآوری اطلاعات اهمیت فراوان دارد) نکته : برای داشتن یک پروپزال خوب باید بین مباحث و مراحل یاد شده به صورت شبکه ای ارتباط برقرار کرد و از طی کردن یک مسیر خطی اجتناب کرد. نکته : عنوان و طرح مسئله با یک دیگر در ارتباط تنگاتنگ هستند .( باید از عنوان طرح مسئله و سوال تحقیق به عنوان سه ضلع یک مثلث در تعامل با هم یاد کرد) و ... 7- تحلیل اطلاعات بدست آمده ...(جمع بندی داده ها با استفاده از ابزار آلات مختلف مانند رایانه و ...)
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 14:55  توسط سيد محمد ابراهيم جنابان
|
بسم الله الرحمان الرحیم پیش فرض من از کلاس و نام درس مطالعات دین: آنچه که با شنیدن نام مطالعات دین بر ذهنم آمد این بود که باید در کلاس اعتقادات خود را کنار گذاشته و از دید آکادمیک به قضیه نگاه کنیم تا از این جهت بتوانیم نظریه های مختلفی را که در این حوزه مطرح است بررسی کرده و نقاط ضعف و قوت بحث های مطرح شده توسط اندیشمندان فرق را بدست آوریم اما زمانی که این اعتقاد را بر سر کلاس مطرح کردم استاد گرانقدر جناب آقای دکتر گیویان با آوردن یک تمثیل در مورد چگونگی امتحان کردن یک دارو در یک روستا (به این نحو که اگر در آنجا پسر ارباب مریض شود و دارویی برای این درد ابداع شود در همان ابتدای کار دارو را به او نمی خورانند بلکه باید توسط افراد بسیاری و در چندین مرحله آزمایش شود تا در نهایت با ملاحظه به پسر ارباب بدهند ) به مناین نکته را یاد آور شدند که برای یک انسان (با مذهبی چنین قدرتمند ) شایسته نیست درهمان ابتدای کاراعتقادات خود را به پیش بیاورد بلکه نیاز به آزمون و خطاهای بسیار آن هم با معیار های معقول است و تازه این نکات هم نباید به این سادگی فرض شود که بتواند عقاید را دگرگون سازد . بدین ترتیب تلقی بنده از این کلاس متفاوت شد و دریافتم که هدف این کلاس بیان آراء ونظریات متفکرین در حوزه دین است تا با شناخت آنها بتوانیم جامعیتی نسبت به موضوع پیدا کنیم و از اصول حاکم بر آن برای دفاع از آیینخویش در مقابل دیگری ودست یابی به هویت منسجم و متمایز خویش برای بیان اعتقاداتمان در جهان امروز که عنصر ارتباط در آن جایگاه ممتازی دارد بهره جوییم ... به امید موفقیت
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389ساعت 15:16  توسط سيد محمد ابراهيم جنابان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
تفاوت دین و خرافه : به نظر می رسد که این دو مفهوم نسبت به هم دارای طیفی از تغییرات به معنای نسبی بودن هستند . یعنی ممکن است یک مفهوم برای یک عده ای از افراد دین تلقی شود ولی در عین حال و بدون هیچ تغییری برای گروهی دیگر یاد آور مسائل خرافی باشد پس می توان گفت : آنچه که بازتولید یک هویت جمعی در برهه ای از زمان و شاخصی از زمان با شرایطی خاص است شکل دهنده ی یک روحیه اجتماعی و بازتولید افکار و آراء ایشان می باشد دین نام دارد ولی همین قضایا برای افرادی که خارج از این صحنه به سر می برند چیزی جز خرافه نیست و ارزشی نیز ندارد بدین ترتیب آنچه امروز به عنوان دین می شناسیم پدیده ای است فعال که اجزای بسیاری برای قوام و پایداری خویش دارد برای مثال اسطوره ها می توانند به عنوان بازیگران عرصه دین وارد عمل شوند چرا که آنها تصویری از جهان درونی انسان را در مقیاس آرمان ها و آرزوهایش نشان می دهد . اما خرافه در نگاه این گروه پشتوانه ای در جهان خارج از خود برای ابراز حقانیت خود ندارد و به همین دلیل است که آن را محکوم به شکست می دانند در دین مناسک ظهور و بروز خاصی دارند بدین معنا که عمل به آنها به عنوان نماد ارتباط با منشاء پیدایی دین (مثال در اسلام خداوند متعال ) یاد می شود و فرد عامل را به سعادتی که برایش ترسیم کرده است می کشاند اما در خرافه اساسا راهی وجود ندارد که بخواهیم به وسیله آن حرکت کنیم و تشخیص این مطلب هم باز به آنچه در طول زمان و مکان بر ما و افکارمان غلبه پیدا کرده است مربوط می شود چرا که در گروهی هم گرا ممکن است از مفهومی دینی یاد شود و همان مفهوم در گروهی واگرا خرافه نامیده شود . در این رابطه می بایست مفاهیم کلیدی همچون علاقه انسان به شکل دادن به آرزوهایش را از یاد نبرد چرا که در بسیاری از موضوعات دست انسان را می توان مشاهده کرد که دوست دارد مفاهیمی را وارد عرصه اجتماعی و دینی مردم کند و آن را دین یا خرافه بداند این قضایا نمونه های فراوان تاریخی دارد مانند استفاده سلاطین از جادوگران و جایگاه آنان در دستگاه دینی و تربیتی اقشار جامعه . در دوران جدید هم که رشد سریع تکنولوژی لزوم سریع تحولات را ایجاد کرده است دین به عنوان یک نظام پویا نقش پرنگ تری دارد که خود این حرکت در بسیار از جهات ممکن است باعث تشکیل یک مفهوم دینی صحیح و یا یک خرافه غلط گردد ... به امید موفقیت
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389ساعت 15:12  توسط سيد محمد ابراهيم جنابان
|
|